محمد بن على بن محمد شبانكاره اى
315
مجمع الانساب ( فارسى )
شدند و روى با مقام خود كردند و اكنون كسى كه صاحب وجود باشد نمانده الا فرزندان امير توكال كه برادر امير محمود بود در خراساناند ذكر ايشان كرده شود . و تومان امير چوپان قتلغ و لشكر هربيان ( ؟ ) و جلايل و تومان و فرزندان اميرا كرنج و باى قطب الدين و امير على بيشرو و ملوك و لشكر شيروان و سلاطين ميردين و ولايت ايشان در ضبط تصرف شاهزادهء جهان شاه حسين است . ذكر اولاد شرف الدين امير محمود شاه اينجو كه پيشتر ذكر رفته پسر او امير كيخسرو مدتى در مملكت فارس حكومت كرد و وفات يافت و پسر ديگر - امير محمد نام - مدتى ملازم امير پيرحسين بود آخر الامر پيرحسين قصد او كرد و او را بقتل آورد و امير مسعود شاه را چنان كه پيشتر ذكر رفته امير ياغى باستى بقتل آورد . بعد از آن امير شيخ ابو اسحاق در سنهء ثلاث و اربعين و سبع مائه در شيراز به پادشاهى نشست و مدتى مملكت فارس و گرمسير و اصفهان و لورستان و شولستان و شش در « 30 » و آن ولايات در تحت تصرف او بود و امرا و وزراى ممالك از اطراف سر در ربقهء اطاعت او آوردند و مطيع و منقاد او گشتند و روزگار به عيش و عشرت و شادكامى مىگذرانيدند و ذكر بذل و سخاوت او در جهان منتشر گشت . امير مبارز الدين محمد مظفر كه ذكر او خواهد رفت در ولايت كرمان و جيرفت و رودبار و ولايات اربعه چون بم و ريقان و بسا و نرمهشير كه به حكم يرليغ ، كوتوالى آن تعلق به امير ابو مسلم كه اسفهسالار ممالك بود [ و ] از قبل خود اخى شجاع خراسانى را نصب كرده بود مستخلص گردانيده در تصرف خود آورد و مال هرموز و كيش و بحرين و ديرآب كه پيشتر تعلق به حكام شيراز داشت مىخواست كه تصرف نمايد و ايلچى پيش ملوك آنجا مىفرستاد و مال طلب مىداشت ميان ايشان بدان سبب منازعتى پيدا آمد و امير ابو اسحاق دو سه نوبت به محاصرهء كرمان و يزد و آن مملكت مىرفت كارى دست نمىداد . مستخلص ناكرده مراجعت مىنمود . يك نوبت به يزد رفت و با شاه مظفر كه در يزد از قبل پدر خود حاكم بود مصالحه مىكرد و شاه سلطان - كه خواهرزادهء محمد مظفر بود - پيش امير شيخ ابو اسحاق آمد و مدتى ملازم بود بعد از آن بىاجازت روى به كرمان نهاد قراولان او را گرفته
--> ( 30 ) . شش در : شوشتر .